پرستار




ای روزگار
حال من بد نيست غم کم مي خورم
کم که نه هر روز کم کم مي خورم
آب مي خواهم سرابم مي دهند
عشق مي ورزم عذابم مي دهند
خود نمي دانم کجا رفتم به خواب
...از چه بيدارم نکردي؟ آفتاب!
خنجري بر قلب بيمارم زدند
بي گناهي بودم و دارم زدند
دشنه ي نامرد بر پشتم نشست
از غم نامردمي پشتم شکست
سنگ را بستند و سگ آزاد شد
يک شبه بيداد آمد داد شد
عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام
تيشه زد بر ريشه ي انديشه ام
عشق اگر اينست مرتد مي شوم
خوب اگر اينست من بد مي شوم
در ميان خلق سر در گم شدم
عاقبت آلوده ي مردم شدم
بعد از اين با بي کسي خو مي کنم
هر چه در دل داشتم رو مي کنم
نيستم از مردم خنجر به دست
بت پرستم بت پرستم بت پرست
بت پرستم بت پرستي کار ماست
چشم مستي تحفه ي بازار ماست
درد مي بارد چو لب تر مي کنم
طالعم شوم است باور مي کنم
من که با دريا طلاطم کرده ام
راه دريا را چرا گم کرده ام؟
قفل غم بر درب سلولم مزن!
من خودم خوش باورم گولم مزن!
من نمي گويم که خاموشم مکن
من نمي گويم فراموشم مکن
من نمي گويم که با من يار باش
من نمي گويم مرا غم خوار باش
من نمي گويم دگر گفتن بس است
گفتن اما هيچ نشنفتن بس است
روزگارت باد شيرين! شاد باش
دست کم يک شب تو هم فرهاد باش



348

سايتهاي عربي با آوردن توضيحاتي در خصوص عكس منتشر شده روز گذشته توضيحاتي را در اين باره آوردهاند.
الف
-در عکس شماره یک رئيس جمهور ايران با یکی از حضار که شاید از بستگان هوگو
چاوز باشد همدردی میکند و در عکس شماره دو با مادر هوگو چاوز همدردی
میکند.
ب –حال به خطاهای مشهود در مونتاژ و کار فتوشاپی دقت کنید:
ب/1-دست
احمدی نژاد و به اصطلاح دست مادر چاوز، همان دست وی با آن مرد است.
استخوانبندی، رگهای بیرون زده، چگونگی قرار گرفتن انگشتان کنار یکدیگر،
فاصله انگشتها و حتی مقداری که مقدار ناخن احمدی نژاد از دست او بیرون
آمده، مقداری از انگشت شصت که در داخل دست وی قرار گرفته و ... همه عین هم
هست و محال است چنین اتفاقی بیافتد.
ب/2 –عکس دو عکس روی هم منطق
شود، معلوم میشود که حالت سر احمدی نژاد، میزان خم شدن، با آن که مرد و زن
هر دو هم قد هم نیستند و نحوهی قرار گرفتن روی صورت یکی است.
ب/3 –حتی مقدار چین و چروک صورت ناشی از تأثر و حالت لب، خم ابرو و میزان بسته شدن چشم احمدینژاد در هر دو عکس عیناً یکی است.
ب/4
–به دگمه پیراهن شخصی که پشت هر دو نفر ایستاده نگاه کنید. دقیقاً میزان
فاصلهاش با کت احمدینژاد یکی است. مگر میشود در حالی که افراد در حرکت
هستند و دوربین نیز در حرکت و اصلاً ممکن است هر عکس را عکاسی تهیه کرده
باشند، یک نفر در دیدار با دو نفر به یک حالت و یک اندازه بایستند و نفر
سوم پشت آنها نیز چنان فاصلهاش را حفظ کند که به رغم تفاوت زاویه دوربین،
حتی یک میلیمتر هم فاصله دگمهی پیراهنش با کت یک نفر دیگر تغییر نکند. با
پیچیدهترین برنامهریزیها پلیسی، امنیتی، تشریفاتی، عکاسی و ... نیز
نمیتوان چنین شرایطی را ایجاد نمود.
ب/5 –اگر به کلاه خاتمی که در
گوشه سمت چپ عکس قرار دارد و فاصله آن و ... دقت شود، معلوم میشود نه تنها
احمدی نژاد باید در یک حالت فیکس ایستاده باشد و افراد بیایند در همان
حالت دست در دست او قرار داده و با او همدردی کنند، بلکه سایرن نیز باید
منجمد شده باشد و هیچ حرکتی در این سالن نکرده باشد. همه باید مجسمه باشند
تا چنین حالتی ممکن شود.
ب/6 –عکس فتوشاپی جعلی محل برش عکس برای
نزدیک نشان دادن عکس احمدینژاد با آن مرد و نیز دور نشان دادن عکس با به
اصطلاح مادر چاوز به وضوح معین میگردد.
ب/7 –جاعل فتوشاپی آن قدر
عجله داشته که حتی نکرده ابروی آن مرد را که در عکس زیر دماغ احمدینژاد
قرار گرفته خوب پاک کند و نیز میزان فاصله لبه یقهی پیراهن نفر پشت سر را
کمی تغییر دهد.

شبكه ايران، در اين خصوص نوشته است: دکتر احمدی نژاد همواره برای اعراض از دست دادن با زنان خارجی که با آداب اسلامی و ملی ایرانیان آشنا نیستند؛ از شگردی شناخته شده استفاده می کند که همان بالا آوردن دو دست به نشانه احترام است. در تصویر منتشر شده از برخورد رئیس جمهور با مادر داغدار هوگوچاوز، شگرد همیشگی دکتر احمدی نژاد با موفقیت روبرو نبوده است.

347
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویرانی شدنی آنی ام
آمده ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه ی طوفانی ام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانی ام
آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا کی بگیری و بمیرانی ام
خوبترین حادثه می دانمت
خوبترین حادثه می دانی ام؟
حرف بزن ابر مرا باز کن...
دیر زمانی است که بارانی ام
حرف بزن،حرف بزن سالهاست
تشنه ی یک صحبت طولانی ام
آنقدر نگران کارهايي که ديگران انجام ميدن هستيم که خودمون (عملا) هيچ کاري انجام نميديم.
345
روباه شرمسار سکته کرد
وطن امروز : یک روباه وقتی در منطقه شیدا نزد دوستانش شرمسار شد، ناباورانه سکته کرد و بیجان روی زمین افتاد. تلاشهای محیطبان و دامپزشک نیز نتوانست جان این روباه را نجات دهد

روباه شرمسار سکته کرد!
وطن امروز : يک روباه وقتي در منطقه شيدا نزد دوستانش شرمسار شد، ناباورانه سکته کرد و بيجان روي زمين افتاد. تلاشهاي محيطبان و دامپزشک نيز نتوانست جان اين روباه را نجات دهدInline image 1.
چندي پيش محيطباني به نام «اصغر درخشان» در حال گشتزني در منطقه حفاظتشده شيدا در چهارمحال و بختياري با انباشت مقداري لاشه مرغ روبهرو شد که احتمال داد از سوي مسؤولان مرغداريهاي نزديک به صورت پنهاني در آنجا تخليه شده بود.اصغر درخشان با ناراحتي و در حالي که با يادآوري آن لحظه بغض داشت، گفت: اين روباه چون پيش دوستانش شرمسار شده بود سکته کرد. او به تنهايي لب به غذا نزده بود. من تنها ميخواستم ميزان هوش روباه را بررسي کنم و حالا ميدانم اين حيوان بامعرفت نيز بود و شرمساري نزد همنوعانش باعث سکتهاش شد
344
در حاليكه دور مي شد گفت: «من پيامبر نيستم جوان ...!»
342
پسر مي گه نه حالاباشه...
ميگه : دختر بيل گيتسه ! نمي خواي ؟
پسر لبخند ميزنه و ميگه :باشه!
بعد ميره پيش بيل گيتس و مي گه :دخترتو عروس نمي کني؟ مي گه نه!
ميگه : پسر من معاون رييس جمهوره ها ! بيل گيتس لبخند مي زنه و ميگه:باشه!
بعد ميره پيش رييس جمهور ميگه : معاون نمي خواي ! ميگه نه !
ميگه: اگه داماد بيل گيتس باشه چطور ! رييس جمهور لبخند مي زنه و ميگه :باشه
سياستو حال کردين ؟...
341