جملات زیبا و طنز



دختر همسایمون اسمش “طلا”ست...
توی “نقره” فروشی کار میکنه...
تازگیا رفته برنزه کرده...!
فکر کنم اخر با مِسی ازدواج کنه....

ادامه مطلب

297

ادامه نوشته

اصطلاحات  پشت کامیونی



لاستیك قلبمو با میخ نگات پنچر نكن

*

بوق نزن ژیان میخورمت

*

بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع

عشق آمد و گفت من بی سوادم

*

پشت یه ژیان هم نوشته بود

جد زانتیا

*

قربان وجودت که وجودم زوجودت بوجود آمده مادر

*

شتاب مكن، مقصد خاك است

*

رادیاتور عشق من ازبهر تو، آمد به جوش

گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم

*

تو هم قشنگی

*

کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت

*

سر پایینی برنده

سر بالایی شرمنده

*

داداش مرگ من یواش

*

كاش میشد سرنوشت را از سر نوشت

*

تند رفتن که نشد مردی

چشم انتظارم كه برگردی

*

یا اقدس

یا هیچكس

*

زندگی نگه دار پیاده میشم

آیی بی وفا کجا میری

اونطرفی که ورود ممنوعه

عکس العمل

دانستنی ها ها ها ها


تو ایران دوتا مکان هست که مقدسه : یکی مسجد و یکی اتوبوس :|

آخه تو هر جفتش صلوات میفرستن ...‬


حالا گاوداری و مرغداری و پرورش اسب و این چیز ها رو خارج شهر میسازن

قابل درکه برام !
اما نمی فهمم دیگه چرا دانشگاه ها رو خارج شهر می سازن؟ :


فرشته ها بی حجابند، برای پاک بودن هیچ نیازی به پوشاندن نیست, حجب و حیا ذاتیست...

به سلامتي اوونايي كه ذاتشون درسته ..


تا حالا دقت كردین وقتی واسه دل خودت موهاتو درست میكنی

چقدر خوشگل میشه

ولی وقتی میخوای بری مهمونی یا عروسی

بعد از 3 ساعت كلنجار رفتن شبیه خربزه میشی!!


اونایی که همش گیر میدن میگن کجایی؟ با کی هستی؟چرا جوابمو همون موقع ندادی؟عشقم شیطونی نکنیااااااااااا و ....
خودشون استاد زیر آبی رفتن هستن....

علم پزشکی میگه لباس تنگ پوشیدن گردش خون رو کاهش میده..ولی حقیقت اینه که:وقتی خانمها لباس تنگ میپوشن, گردش خون آقایان سریعتر میشه !


با تشکر از اجی نرگس

لبخند


                      وااااای مردم از خنده
 

یارو دادمیزد : آقا ا نباید به ژاپن نفت بفروشیم.....

گفتند: چرا؟؟؟

گفت: آخه اینا همشون شکل همند...نمیدونیم از کی باید پولشو بگیریم..!!!

قاضی :این خانم از شما شکایت کرده که تو اتوبوس دو طبقه به گوشش سیلی زدی؟چرا؟ متهم : جناب قاضی توجه کنید این خانم وقتی داخل اتوبوس شد کیف دستی خود را باز کرد و کیف پولش رو از داخل کیف دستیش بیرون اورد و دو باره کیف را بست مقداری پول برداشت و کیف پول را بست و در کیف دستی را باز کرد وکیف پول را گذاشت داخل کیف دستی و دوباره در اون رو بست وچون دید که کمک راننده برای گرفتن بلیط طبقه بالای اتوبوس داره میره در کیفش رد باز کرد و بعد در کیف پولش رو و بلیط رو گذاشت توی کیف پولش ودر کیف پولش رو بست وبعد در کیف دستیش رو و چون در همین موقع کمک راننده اومد طبقه پایین تا بلیط ها رو بگیره دو باره در کیف دستیش رو باز کرد وکیف پولشو اورد بیرون ودر کیف دستیش رو بست ودر کیف پولش رو باز کرد در همین موقع قاضی داد زد بسه آقا منو دیوانه کردی مرد گفت جناب قاضی منم تو اون لحظه هم همینطور شدم ....

قانون 10 نیوتون میگه : اگه نو خیابون راه میرین یه دفعه یه چیز گروم و نرم رو سرتون احساس کردین مطمئن باشین که از اون بالا کفتر می اید .... 

روابط عمومی ناجا اعلام کرد:از فردا دخترایی که مانتوی تنگ.شلوار کوتاه.موی بلند.روی سیاه.ناخن دراز.واهو واهو واه 

مخابرات به هموطنان بووووووق هشدار داد که با کارت سوخت نمی توانند با جایی تماس بگیرند

غضنفر با ماشین قراضش میزنه به یه ماكسیمای نو .با هزار زور وزحمت از راننده رضایت میگیره. تو 4راه بعدی دوباره میزنه به همون ماكسیما .سرشو از ماشین بیرون میاره میگه : حاجی برو منم

به یارو میگن: چند تا حیوون نام ببر كه پرواز كنه. میگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش میگن: بابا خر كه پرواز نمیكنه! میگه: بابا خره دیگه، یهو دیدی پرواز كرد

گاو نر افتاد دنبال گاو ماده , گاو ماده فرار کرد تا رسید به یه کوچه بن بست, برگشت گفت از جون من چی میخای؟ گاو نر گفت: مااااااااااااااااااااااااااااااااااچ

یارو کارخونه امامه سازی می زنه درشو می بندن می رن تحقیق می کنن می گن تو که کارت خوب بوده چرا بستن کارخونتو؟ می بینن رو امامه ها مارک نایک می زده

غضنفر میخواسته بچش رو نصیحت کنه! میگه: چند سالته؟
بچش میگه: 16 سال !
غضنفر  میگه : خاک بر سرت الان هم سن سالات 30 سالشونه

گرگه با هزار زحمت آی دی شنگول و منگول رو پیدا میکنه باهاشون قرار میزاره ، وقتی میره سر قرار میبینه چوپان دروغگو با مردم ده منتظرن

سرهنگه داشته امتحان رانندگی می‌گرفته. از طرف  می‌پرسه: اگه یه نفر وسط خیابون بود، بوق میزنی یا چراغ؟ ترکه میگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف می‌كنه می‌پرسه: یعنی چی؟ ترکه میگه: جناب سرهنگ،‌ یعنی یا برو این طرف یا برو اون طرف

به  غضنفر می گن:چرا ماشینتو از پلاک شروع می کنی به شستن؟می گه:والا یه بار از سقف شروع کردم به شستن رسیدم به پلاک دیدم ماشین خودم نیست

یه بار یه غضنفر خودش تو اینه میبینه میگه این یارو چقدر اشناست . بعد چند دقیقه فكر كردن میگه ها حالا فهمیدم این همون نامردیه كه امروز تو سلمونی زل زده بود به من

طنز

 



      طنز خنده دار : خانواده مفید!!!

              اگه پسرا نبودن...

              اگه دخترا نبودن...

              اگه باباها نبودن...

              اگه مامانا نبودن...






           برید ادامه مطلب
ادامه نوشته

لبخند


تفاوت دخترا و پسرا در زمین خوردن (طنز)


زااااارت (صدای زمین خوردن پسر )

رفیق پسر: اوه اوه ؟؟؟؟؟؟؟؟چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی ؟؟؟؟؟، پاشو ؟؟؟؟! (شپلخخخخخ "صدای پس گردنی")
یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!
یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!



دختر در حال راه رفتن...

دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)
رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای...
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین


10 نکته در مورد لبخند در ادامه مطلب

ادامه نوشته

قلقلک

                                                  میگن مردها ۳ تا آرزو دارند:


                                        

                                


                                            ۱ .اونقدر که مادرشون میگه، خوش تیپ باشن

                                                  



                                                ۲ .اونقدر که بچه شون میگه، پولدار باشن

                                     


                                            ۳.اونقدر که زنشون شک داره ، زن داشته باشن!

                      




طبقه بندی: لطیفه،                                                                                                                                                      

برچسب ها: ashare asheghane، shere asheghane، asheghane ha، ey eshgh، way eshgh، eshghe bi payab، jodaiii az eshgh، darede eshgh، zire paye ashegha، harf ha ye ashegha، gole sorkhe asheghi، didare ashegha، mashoghe ha، ashaare asheghane، ashar، mashoor، marge eshgh، eshq، eshgh، ey eshq، fara tar az eshgh،سرگرمی و طنز،جوکستان،جک،لطیفه،کاریکاتور،بیا تو طنز،جک غضنفر،اس ام اس،خفن، معشوقه ها، اشعار عاشقانه، شعر عاشقانه، عاشقانه، درد عاشقانه، پایان عشق، درده عاشقان، مرگ عشق، حرف های عاشقان، شبهای که بی خوابی کشیدم، مرگ عش، درده عشق، پایان عاشق، معشوقه ها asheghi، آسمان، . باز، آنچه، آه، ادامه، از، اشکهایت، انگیر، ای، برای، به، بهترین ترانه های عاشقانه و غمگین، بهترین مطالب عاشقانه و احساسی، بی، بگو، ترانه زیبا، ترانه عاشقانه و غمگین و احساسی، تو، جدیدترین مطالب عاشقانه، جدیدترین مطالب عاشقانه و احساسی سال 89، جدیدترین و غمگین ترین دلنوشته ها و سخنان و متون عاشقانه و احساسی، جملات عاشقانه و احساسی و غمگین، حرف دل، حرفهای عاشقانه و غمگین و احساسی، دارد، در، دلتنگی، دلنوشته، دیوار، را، زمان، زمانه، زنی، زیباترین دلنوشته ها، زیباترین سخنان عاشقانه، زیباترین مطالب عاشقانه، ساز، ستاره، سخن عشقی، سکوت، شب، شب... بقیه، شعر زیبا، شعرهای عاشقانه و غمگین و احساسی، شنوم، شنوم و، شنوم... صدای، شور، شکسته، شکنم، شکوه، صدای، طنین، غمگین ترین شعرهای عاشقانه، غمگین ترین مطالب و متون عاشقانه، غمگین ترین و زیبا ترین مطالب عاشقانه، غمگین ترین و عاشقانه ترین ترانه های عاشقانه، قشنگترین ترانه های عاشقانه مطالب عاشقانه سوزناک، قشنگترین مطالب عاشقانه، متن عاشقانه، متن عاشقانه زیبا و غمگین، متن غمگین و عاشقانه و احساسی، متن و ترانه و مطالب عاشقانه سال 89، متون عاشقانه سوزناک، مطالب عاشقانه زیبا، مطالب عاشقانه و احساسی و غمگین، مطالب عشقی، مطالب علشقانه فوق العاده غمگین، مطلب.. من، معصومانه، من، من می شنوم...، می، نفس، نهفته، ها، هر، هیاهوی، و، پایان، پریدن، پرکشیدن، پشت، چه، چک، کلمات کلیدی : من می شنوم، کنج، که، ‌، حرف های عاشقانه، asheghane، asheghane-ha، mashogheye khodai، asheghanehaa، ashk eshk، غزل های عاشقانه، عشق pa، عشق، ey ashegha، gole sorkhe eshq، دل نوشته گریه اور، تاثیر گزار عاشقانه گریه اور، عاشقانه ترین، معوشقی من، درد دل، درد دل عاشقانه، درددل و دل نوشته، عشق گریه دار، شعر مریم حیدر زاده، درد دل عاشقا، دل نوشته های دل سوخته، دل سوخته، دل تنگیهام، دلم تنگه پ، دل تنگی، عاشقه دل سوخته، دلم تنگته، دلم سوخته از دوریت، عاشقه دردله گریه هام،اس ام اس جدید آبان 1390 لطیفه های کوتاه و خواندنی اس ام اس تبریک عید قربان جدیدترین و بامزه ترین اس ام اس های ابان 90 اس ام اس طنز په نه په تست هوش جدید اس ام اس جدید آبان ماه 90 جک پ ن پ مطلب طنز ازدواج انسان های شگفت انگیز اس ام اس آبان 90 گلچینی از انواع اس ام اس آخر مهرماه 90 آیین نامه طنز راهنمایی و رانندگی اس ام اس طنز جدید مرکز اس ام اس جدید فارسی اس ام اس عشقولانه نایاب پیامک جوک جدید اس ام اس فلسفی و مفهومی زیبا اس ام اس سرکاری جدید و باحال لطیفه په نه په

دنبالک ها: برترین مرجع لطیفه، دل تو دل

لطیفه

                                              http://www.dell2dell.blogfa.com

مرد: بازهم که پارچه خریدی؟ زن: می‏خوام برات دستمال بدوزم. مرد: این که چهار متر پارچه است؟ زن با بقیه‏اش هم برای خودم یه پیرهن می‏دوزم.

فرقون

غضنفر دو تا بلوک سیمانی رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته می‌برده بالای ساختمون. صاحب‌کارش بهش میگه: تو که فرقون داری،‌ چرا اینا رو میگذاری رو کولت؟! غضنفر میگه: ‌یه دفعه با فرقون بردم،  چرخش پشتم رو اذیت می‌کرد!

غضنفر میره حموم، آب جوش بوده با نعلبکی دوش میگیره!  

 فقط یه راننده ایرانی

فقط یه راننده ایرانی میتونه بچه ی 2 سالشو موقع رانندگی بگیره بغلش، دستشو بذاره رو فرمون و فکر کنه که عاشقه بچشه!

فقط و فقط

فقط و فقط یه ایرانی میتونه تو ماه رمضون به جای اینکه لاغر شه ... اضافه وزن پیدا کنه !!
 
 لب خوني


به داداشم ميگم صداي تلويزيون کم کن. ميگه اذيتت ميکنه؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخوام لب خونيم قوي بشه!
 

پــَـَـ نــه پــَـَـــ

دختره داره غرق ميشه ميگم دستتو بده به من  ميگه مي خواي نجاتم بدي؟
پــَـَـ نــه پــَـَـــ ميخوام واست لاک بزنم!
 

ایـــــن

مریدی نقل می کرد :

روزی من و تعداد دیگری از مریدان نزدِ شیخ رفته بودیم من سمتِ راست ایشان نشسته بودم،که ناگهان یکی از مریدانِ خودشیرین از شیخ پرسید:
"یاشیخ! کدامیک از ما نزدِ شما عزیزتر است؟"
و شیخ قاطعانه انگشتِ اشاره ی دستِ خود را با سرعت و قدرتِ زیادی به سوی صورتِ من آوردند و فرمودند: "ایـــــن!"
و از آن روز به بعد من فقط با یک چشم به زندگی خود ادامه دادم...!

 

دختر


قبلنا باباها ٧ تا دختر شوهر می دادن همشون هم خوشبخت می شدند، الان: یه دختر را ٧ بار شوهر میدن آخرش برمی گرده خونه باباش!
 

ضربه


لپ تاپم رو بردم نمایندگیش می گم ضربه خورده کار نمیکنه، یارو میگه ضربه فیزیکی؟!!
پـَـَـ نــه پـَـَـــ بی محلی کردم یکم، ضربه روحـــی خورده!
 

حساب جاری


متصدی بانک : خانم بریزم به حساب جاری تون ؟!!
زن : وا نه!! خدا مرگم بده!  الهی جاریم بمیره! بریز به حساب خودم...!

 

 

 

طبقه بندی: لطیفه،

برچسب ها: ashare asheghane، shere asheghane، asheghane ha، ey eshgh، way eshgh، eshghe bi payab، jodaiii az eshgh، darede eshgh، zire paye ashegha، harf ha ye ashegha، gole sorkhe asheghi، didare ashegha، mashoghe ha، ashaare asheghane، ashar، mashoor، marge eshgh، eshq، eshgh، ey eshq، fara tar az eshgh،سرگرمی و طنز،جوکستان،جک،لطیفه،کاریکاتور،بیا تو طنز،جک غضنفر،اس ام اس،خفن، معشوقه ها، اشعار عاشقانه، شعر عاشقانه، عاشقانه، درد عاشقانه، پایان عشق، درده عاشقان، مرگ عشق، حرف های عاشقان، شبهای که بی خوابی کشیدم، مرگ عش، درده عشق، پایان عاشق، معشوقه ها asheghi، آسمان، . باز، آنچه، آه، ادامه، از، اشکهایت، انگیر، ای، برای، به، بهترین ترانه های عاشقانه و غمگین، بهترین مطالب عاشقانه و احساسی، بی، بگو، ترانه زیبا، ترانه عاشقانه و غمگین و احساسی، تو، جدیدترین مطالب عاشقانه، جدیدترین مطالب عاشقانه و احساسی سال 89، جدیدترین و غمگین ترین دلنوشته ها و سخنان و متون عاشقانه و احساسی، جملات عاشقانه و احساسی و غمگین، حرف دل، حرفهای عاشقانه و غمگین و احساسی، دارد، در، دلتنگی، دلنوشته، دیوار، را، زمان، زمانه، زنی، زیباترین دلنوشته ها، زیباترین سخنان عاشقانه، زیباترین مطالب عاشقانه، ساز، ستاره، سخن عشقی، سکوت، شب، شب... بقیه، شعر زیبا، شعرهای عاشقانه و غمگین و احساسی، شنوم، شنوم و، شنوم... صدای، شور، شکسته، شکنم، شکوه، صدای، طنین، غمگین ترین شعرهای عاشقانه، غمگین ترین مطالب و متون عاشقانه، غمگین ترین و زیبا ترین مطالب عاشقانه، غمگین ترین و عاشقانه ترین ترانه های عاشقانه، قشنگترین ترانه های عاشقانه مطالب عاشقانه سوزناک، قشنگترین مطالب عاشقانه، متن عاشقانه، متن عاشقانه زیبا و غمگین، متن غمگین و عاشقانه و احساسی، متن و ترانه و مطالب عاشقانه سال 89، متون عاشقانه سوزناک، مطالب عاشقانه زیبا، مطالب عاشقانه و احساسی و غمگین، مطالب عشقی، مطالب علشقانه فوق العاده غمگین، مطلب.. من، معصومانه، من، من می شنوم...، می، نفس، نهفته، ها، هر، هیاهوی، و، پایان، پریدن، پرکشیدن، پشت، چه، چک، کلمات کلیدی : من می شنوم، کنج، که، ‌، حرف های عاشقانه، asheghane، asheghane-ha، mashogheye khodai، asheghanehaa، ashk eshk، غزل های عاشقانه، عشق pa، عشق، ey ashegha، gole sorkhe eshq، دل نوشته گریه اور، تاثیر گزار عاشقانه گریه اور، عاشقانه ترین، معوشقی من، درد دل، درد دل عاشقانه، درددل و دل نوشته، عشق گریه دار، شعر مریم حیدر زاده، درد دل عاشقا، دل نوشته های دل سوخته، دل سوخته، دل تنگیهام، دلم تنگه پ، دل تنگی، عاشقه دل سوخته، دلم تنگته، دلم سوخته از دوریت، عاشقه دردله گریه هام،

دنبالک ها: برترین مرجع لطیفه، دل تو دل

داستان کوتاه + طنز

                                        

هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه.

وقتی در حال گریه کردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟
هیزم شکن گفت: تبرم توی رودخونه افتاده.
فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت و از هیزم شکن پرسید:"آیا این تبر توست؟"
هیزم شکن جواب داد: "نه"
فرشته دوباره...

به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟

                                        

دوباره، هیزم شکن جواب داد: "نه".
فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟
جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد.
روزی دیگر هیزم شکن وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی همان رودخانه. هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب.
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید: زنت اینه؟ هیزم شکن فریاد زد: آره!
فرشته عصبانی شد. " تو تقلب کردی، این نامردیه "

هیزم شکن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به جنیفر لوپز "نه" می گفتم تو می رفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی.و باز هم اگه به کاترین زتاجونز "نه" میگفتم، تو می رفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی. اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود که این بار گفتم آره.


قرار ملاقات عاشقانه

پیرمرد به همسرش گفت بیا به یاد گذشته های دور، به محل قرارمان در جوانی برویم. من میروم تو کافه منتظرت می مانم و تو بیا سر قرار. بعد بنشینیم و حرفای عاشقانه بزنیم.

پیرزن قبول کرد.
فردا پیرمرد به کافه رفت، دو ساعت از قرار گذشت ولی پیرزن نیامد!
وقتی به خانه برگشت دید پیرزن توی اتاق نشسته و گریه می کند.
ازش پرسید چرا گریه میکنی؟
پیرزن اشکهایش را پاک کرد و گفت:
بابام نذاشت بیام…

موبایل

غضنفر موبایلش رو ویبره بوده میبره پیش موبایل فروش میگه موبایلم خرابه
میپرسه اشکالش چیه؟
میگه: هرچی زور میزنه نمیتونه زنگ بزنه.

عمو زنجیر باف

عمو زنجیر باف جان ؛ ضمن عرض سلام و خسته نباشید جهت زحمات بی دریغ شما بزرگوار . . یه گِلگی داشتم از حضورتون . . شما که زنجیر ما رو بافتی ؟ بعله ؟؟ پَس چرا پشت کوه انداختی ؟ …مشکلتون دقیقاً چی بود ؟ مرض داشتین ؟

                                                                                               

موفقیت در مسیر زندگی

 

۱ – در ۴ سالگى … موفقیت عبارت است از … کثیف نکردن شلوار

در ۶ سالگى … موفقیت عبارت است از … پیدا کردن راه خانه (از مدرسه)

در ١٢ سالگى … موفقیت عبارت است از … داشتنِ دوست (یافتن)

در ١٨ سالگى … موفقیت عبارت است از … گرفتن گواهى نامه رانندگى

در ٢٠ سالگى … موفقیت عبارت است از … برقرارى رابطه

در ٣۵ سالگى … موفقیت عبارت است از … پول داشتن

در ۴۵ سالگى … موفقیت عبارت است از … پول داشتن

در ۵۵ سالگى … موفقیت عبارت است از … پول داشتن

در ۶٠ سالگى … موفقیت عبارت است از … برقرارى رابطه

در ۶۵ سالگى … موفقیت عبارت است از … تمدید گواهى نامه رانندگى

در ٧٠ سالگى … موفقیت عبارت است از … داشتنِ دوست (تنهایی)

در ٧۵ سالگى … موفقیت عبارت است از … پیدا کردن راه خانه (از هر کجا)

در ٨٠ سالگى … موفقیت عبارت است از … کثیف نکردن شلوار


شیطون

مامانه به بچه هه میگه میدونم شیطون گولت زد موهای خواهرتو کشیدی! بچه هه میگه آره ولی لگدی که زدم تو شیکمش ابتکار خودم بود.

                                                                                                        ممنون از غریبه آشنا

طنز عاشقانه

پیش از ازدواج......

پسر: آره. خیلی انتظار برام سخت بود.

دختر: می خوای ترکت کنم؟

پسر: نه! حتی فکرشم نکن.

دختر: دوستم داری؟

پسر: البته! خیلی زیاد!

دختر: تاحالا به من خیانت کردی؟

پسر: نه! این که اصلاً سوال کردن نداره؟

دختر: منو می بوسی؟

پسر: هر فرصتی که گیر بیارم!

دختر: کتکم میزنی؟

پسر: دیوونه ای؟ من از اون جور آدما نیستم!

دختر: می تونم بهت اعتماد کنم؟

پسر: بله!

دختر: عزیزم!



بعد از ازدواج.......

                         کافیه عبارات را از پایین به بالا بخونید!

راه های خوشحال کردن زن و مرد


 برای خوشحال کردن یک زن...

یک مرد فقط نیاز دارد که این
موارد باشد :


1. یک دوست

2. یک همدم

3. یک عاشق

4. یک برادر

5. یک پدر

6. یک استاد

7. یک سرآشپز

8. یک الکتریسین

9. یک نجار

10. یک لوله کش

11. یک مکانیک

13. یک متخصص چیدمان داخلی

منزل

15. یک متخصص مد

16. یک روانشناس

17. یک دافع آفات

18. یک روانپزشک

19. یک شفا دهنده

20. یک شنونده خوب

21.. یک سازمان دهنده

22. یک پدر خوب

23. خیلی تمیز

24. دلسوز

25. ورزشکار

26. گرم

27. مواظب

28. شجاع

29. باهوش

30. بانمک

31. خلاق

32. مهربان

33. قوی

34. فهمیده

35. بردبار

36. محتاط

37. بلند همت

38. با استعداد

39. پر جرأت

40. مصمم

41. صادق

42. قابل اعتماد

43. پر حرارت

بدون فراموش کردن :

44. تعریف کردن مرتب از او

45. عشق ورزیدن به خرید

46. درستکار بودن

47. بسیار پولدار بودن

48. تنش ایجاد نکردن برای او

49. نگاه نکردن به بقیه دختران

و در همان حال، شما باید :

50. توجه زیادی به او بکنید، و

انتظار کمتری برای خود داشته

باشید

51. زمان زیادی به او بدهید،

مخصوصاً زمان برای خودش

52. اجازه رفتن به مکانهای

زیادی را به او بدهید، هیچگاه

نگران نباشید او کجا می رود.

بسیار مهم است :

53. هیچگاه فراموش نکنید :

* سالروز تولد

* سالروز ازدواج

* قرارهایی که او می گذارد
چگونه یک مرد را خوشحال
کنیم ؟ :



1. تنهاش بذارید!!!
آرزوهای یک زن!!!(داستان کوتاه طنز)



خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد......

قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.

خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!

خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد.

آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.

قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی.

خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.

بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند.

خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد.

آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.

خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!




نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین.

قابل توجه خواننده های مونث؛ اینجا پایان این داستان بود. لطفاً صفحه را ببندید و برید حالشو ببرید
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
مرد دچار حمله قلبی ۱۰ برابر خفیف تر از همسرش شد




 ..................... ممنون از غریبه ی آشنا .................

چند داستان طنز

 

مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:”عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادابرویم”

ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقائ شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن

ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار

زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد..

هفته بعد مرد به خانه آمد ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود.

همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه؟

مرد :  بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا   اون لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم نگذاشتی؟

زن :    لباس های راحتیت رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم.

                                                 


مردي با اسلحه وارد يك بانك شد و تقاضاي پول كرد.
وقتي پولهارا دريافت كرد رو به يكي از مشتريان بانك كرد و پرسيد : آيا شما ديديد كه من از اين بانك دزدي كنم؟
مرد پاسخ داد : بله قربان من ديدم.
سپس دزد اسلحه را به سمت شقيقه مرد گرفت و اورا در جا كشت.
او مجددا رو به زوجي كرد كه نزديك او ايستاده بودند و از آنها پرسيد آيا شما ديديد كه من از اين بانك دزدي كنم؟
مرد پاسخ داد : نه قربان. من نديدم اما همسرم ديد.

نكته اخلاقي: وقتي شانس در خونه شما را ميزند .... از آن استفاده كنيد!!!!

 


چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.

این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.

 کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.

به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.

در محل و ساعت موعود، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ...

دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون‌» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد ...!

                

یه لبخند هدیه به روزه داران

 

در این شبهای با برکت و عزیز

                            سر سفره افطار

                                     دستاتو بالا ببر و برای رضای خدا همون جا نگهدار

                                                                                               تا بقیه هم یه لقمه بخورن!

                                                  

پارتی

 
 عکسهای لو رفته از پارتی جنجالی در شمال تهران
  فونت زيبا ساز    فونت زيبا ساز فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
 

این پارتی بمناسبت جشن تولد یکسالگی دختر یکی از برج سازان تهران برپا شده بود. اکثر دختر و پسرهای حاضر در این پارتی در زمان دستگیری در حالت زننده ای در کنار هم خوابیده بودند

 تصاویری که مشاهده می فرمایید از این مراسم لهو لعب گرفته شده است.
 
با عرض پوزش از دوستانی که به علت حذف شدن ادامه مطلب روزهای قبل سر این پست بدون نتیجه معطل شدن
 
 
برای دیدن  عکسهای این پارتی به ادامه مطلب بروید 
 
 
 
ادامه نوشته

عروسي رفتن دخترها و عروسي رفتن پسرها

                                                            

عروسي رفتن دخترها:

دو، سه هفته قبل از عروسي، دغدغه ي خاطرش اينه که : من چي بپوشم؟! توي اين مدت هر روز يا دو روز يه بار " پرو" لباس داره... اون دامن رو با اين تاپ ست مي کنه، يا اون شلوار رو با اون شال!! ممکنه به نتايجي برسه يا نرسه! آخر سر هم مي ره لباس مي خره!! بعد از اينکه لباس مورد نظر رو انتخاب کرد...حالا متناسب رنگ لباس، رنگ آرايش صورتش و تعيين مي کنه...اگر هم توي اين مدت قبل از مهموني، چيزي از لوازم آرايش مثل لاک و سايه و...که رنگهاشو نداره رو تهيه مي کنه...
حتي مدل مويي که اون روز مي خواد داشته باشه رو تعيين مي کنه...مثلا ممکنه " شينيون" کنه يا مدل دار سشوار بکشه...! البته سعي مي کنه با رژيم غذايي سفت و سخت تناسب اندامشم حفظ بکنه... يه رژيمي هم براي پوست صورت و بدنش مي گيره..! مثل پرهيز از خوردن غذاهاي گرم! ماسک هاي زيادي هم مي زاره، از شير و تخم مرغ و هويج و خيار و توت فرنگي و گوجه فرنگي(اينا دستور غذا نيستا!!)
گرفته تا ليمو ترش ( اين ليمو ترش واقعا معجزه مي کنه، به يه بار امتحانش مي ارزه!) خوب، روز موعود فرا مي رسه! ساعت 8 صبح از خواب بيدار مي شه( انگار که يه قرار مهم داره) بعد از خوردن صبحانه، مي پره تو حموم،...بالاخره ساعت 10 تا 10:30 مي ياد بيرون...( البته ممکنه يه بار هم تو حموم ماسک بزاره...که تا ساعت 11 در حمام تشريف داره!) بعد از ناهار...! لباس مي پوشه مي ره آرايشگاه، چون چند روز قبلش زنگ زده و وقت آرايشگاه گرفته براي ساعت 1:30 بعد از ظهر... توي آرايشگاه کلي نظر خواهي مي کنه از اينو اون که چه مدل مويي براش بهترتره، هر چي هم ژورنال آرايشگر بنده خدا داره رو مي گرده ....آخر سر هم خود آرايشگر به داد طرف مي رسه و يه مدل بهش پيشنهاد مي کنه و اونم قبول مي کنه!! ساعت 3 مي رسه خونه... بعد شروع ميکنه به آرايش کردن...!
بعد از پوشيدن لباس که خيلي محتاطانه صورت مي گيره( که مدل موهاش خراب نشه) يه عکس يادگاري از چهره ي زيباش مي گيره که بعدا به نامزد آينده اش نشون بده!!
ساعت 8 عروسي شروع مي شه...يه جوري راه مي افته که نيم ساعت زودتر اونجا باشه!!


عروسي رفتن پسرها:

اگر دو، سه هفته قبل بهشون بگي يا دو، سه ساعت قبل هيچ فرقي نميکنه!!
روز عروسي، ساعت 12 ظهر از خواب بيدار مي شه... خيلي خونسرد و ريلکس! صبحانه خورده و تمام برنامه هاي تلويزيون رو مي بينه!
ساعت 6 بعد از ظهر، اون هم حتما با تغيير جو خونه که همه دارن حاضر مي شن يادش مي افته که بعله...عروسي دعوتيم..!
بعد از خبر دار شدن انگار که برق گرفته باشنش...! مي پره تو حموم...
توي حموم از هولش، صورتشم با تيغ مي بره...!!( بستگي به عمق بريدن داره، ممکنه مجبور بشه با همون چسب زخم بره عروسي!)
ريش هاش زده نزده( نصف بيشترو تو صورتش جا مي زاره!!)از حموم مي ياد بيرون...
ساعت 6:30 بعد از ظهره...هنوز تصميم نگرفته چه تيپي بزنه، رسمي باشه يا اسپرت...!
تازه يادش مي افته که پيرهنشو که الان خيلي به اون شلوارش مي ياد اتو نکرده! شلوارشم که نگاه مي کنه مي بينه چند روز پيش درزش پاره شده بوده و يادش رفته بوده که بگه بدوزن..!!
کلي فحش و بد و بيراه به همه مي ده که چرا بهش اهميت نمي دن و پيرهنشو تو کمد لباساش بوده رو پيدا نکردن و اتو نکردن و شلوارشو چرا از علم غيبشون استفاده نکرد که بدونن که نياز به دوختن داره...!
خلاصه...بالاخره يه لباس مناسب با کلي هول هول کردن پيدا مي کنند و مي پوشه(البته اگر نياز بود که حتما به کمد لباس پدر و بردار هم دستبرد مي زنه!!) ساعت 8 شب عروسي شروع مي شه، ساعت 9:30 شب به شام عروسي مي رسه..! البته اگر از عجله ي زيادش، توي راه تصادف نکرده باشه دير تر از اين به عروسي نمي رسه!!