آدم ها همه می پندارند که زنده اند؛
برای آنها تنها نشانه ی حیات؛
بخار گرم نفس هایشان است
کسی از کسی نمی پرسد : آهای فلانی
از خانه ی دلت چه خبر؟! گرم است؟ چراغش نوری دارد هنوز؟ ...
گاه کوچکم میبینی گاه بزرگ
نه کوچکم نه بزرگ
خودت هستی که
گاه دور میشوی
گاه نزدیک