آمد به میدان اکبر دلاور

 آماده شد از جان به امر رهبر

 به صولت چو حیدر/ شبیه پیمب

 بر دشمنان راند از جان رجز خواند:

اکبر منم من حامی امامت 

 جانم فدای هستی ولایت

مرامم اطاعت

پیامم شهادت

بی خوف و تردید مردانه جنگید

چشم حسین از دور بر جنگیدن او

ارض و سما در تاب و تب از دیدن او

بر قامت سرو روان خود نظر کرد

از خون دل آهی کشید و دیده تر کرد

گفت ای خدا این ماه من روی زمین است

این از جوانان دو عالم بهترین است

یا رب گواهی دیده ی بارانیم را

کردت فدایم بهترین قربانیم را


برچسب: , , , , , , , , , |