 وااااای مردم از خنده |
یارو دادمیزد : آقا ا نباید به ژاپن نفت بفروشیم.....
گفتند: چرا؟؟؟
گفت: آخه اینا همشون شکل همند...نمیدونیم از کی باید پولشو بگیریم..!!!
قاضی :این خانم از شما شکایت کرده که تو اتوبوس دو طبقه به گوشش سیلی
زدی؟چرا؟ متهم : جناب قاضی توجه کنید این خانم وقتی داخل اتوبوس شد کیف
دستی خود را باز کرد و کیف پولش رو از داخل کیف دستیش بیرون اورد و دو باره
کیف را بست مقداری پول برداشت و کیف پول را بست و در کیف دستی را باز کرد
وکیف پول را گذاشت داخل کیف دستی و دوباره در اون رو بست وچون دید که کمک
راننده برای گرفتن بلیط طبقه بالای اتوبوس داره میره در کیفش رد باز کرد و
بعد در کیف پولش رو و بلیط رو گذاشت توی کیف پولش ودر کیف پولش رو بست وبعد
در کیف دستیش رو و چون در همین موقع کمک راننده اومد طبقه پایین تا بلیط
ها رو بگیره دو باره در کیف دستیش رو باز کرد وکیف پولشو اورد بیرون ودر
کیف دستیش رو بست ودر کیف پولش رو باز کرد در همین موقع قاضی داد زد بسه
آقا منو دیوانه کردی مرد گفت جناب قاضی منم تو اون لحظه هم همینطور شدم ....
قانون 10 نیوتون میگه : اگه نو خیابون راه میرین یه دفعه یه چیز گروم و
نرم رو سرتون احساس کردین مطمئن باشین که از اون بالا کفتر می اید ....
روابط عمومی ناجا اعلام کرد:از فردا دخترایی که مانتوی تنگ.شلوار کوتاه.موی بلند.روی سیاه.ناخن دراز.واهو واهو واه
مخابرات به هموطنان بووووووق هشدار داد که با کارت سوخت نمی توانند با جایی تماس بگیرند
غضنفر با ماشین قراضش میزنه به یه ماكسیمای نو .با هزار زور وزحمت از
راننده رضایت میگیره. تو 4راه بعدی دوباره میزنه به همون ماكسیما .سرشو از
ماشین بیرون میاره میگه : حاجی برو منم
به یارو میگن: چند تا حیوون نام ببر كه پرواز كنه. میگه: كبوتر، كلاغ،
خر! بهش میگن: بابا خر كه پرواز نمیكنه! میگه: بابا خره دیگه، یهو دیدی
پرواز كرد
گاو نر افتاد دنبال گاو ماده , گاو ماده فرار کرد تا رسید به یه کوچه بن
بست, برگشت گفت از جون من چی میخای؟ گاو نر گفت:
مااااااااااااااااااااااااااااااااااچ
یارو کارخونه امامه سازی می زنه درشو می بندن می رن تحقیق می کنن می گن
تو که کارت خوب بوده چرا بستن کارخونتو؟ می بینن رو امامه ها مارک نایک می
زده
غضنفر میخواسته بچش رو نصیحت کنه! میگه: چند سالته؟ بچش میگه: 16 سال ! غضنفر میگه : خاک بر سرت الان هم سن سالات 30 سالشونه
گرگه با هزار زحمت آی دی شنگول و منگول رو پیدا میکنه باهاشون قرار
میزاره ، وقتی میره سر قرار میبینه چوپان دروغگو با مردم ده منتظرن
سرهنگه داشته امتحان رانندگی میگرفته. از طرف میپرسه: اگه یه نفر وسط
خیابون بود، بوق میزنی یا چراغ؟ ترکه میگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه
كف میكنه میپرسه: یعنی چی؟ ترکه میگه: جناب سرهنگ، یعنی یا برو این طرف
یا برو اون طرف
به غضنفر می گن:چرا ماشینتو از پلاک شروع می کنی به شستن؟می گه:والا یه
بار از سقف شروع کردم به شستن رسیدم به پلاک دیدم ماشین خودم نیست
یه بار یه غضنفر خودش تو اینه میبینه میگه این یارو چقدر اشناست . بعد
چند دقیقه فكر كردن میگه ها حالا فهمیدم این همون نامردیه كه امروز تو
سلمونی زل زده بود به من |