لطیفه

                                              http://www.dell2dell.blogfa.com

مرد: بازهم که پارچه خریدی؟ زن: می‏خوام برات دستمال بدوزم. مرد: این که چهار متر پارچه است؟ زن با بقیه‏اش هم برای خودم یه پیرهن می‏دوزم.

فرقون

غضنفر دو تا بلوک سیمانی رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته می‌برده بالای ساختمون. صاحب‌کارش بهش میگه: تو که فرقون داری،‌ چرا اینا رو میگذاری رو کولت؟! غضنفر میگه: ‌یه دفعه با فرقون بردم،  چرخش پشتم رو اذیت می‌کرد!

غضنفر میره حموم، آب جوش بوده با نعلبکی دوش میگیره!  

 فقط یه راننده ایرانی

فقط یه راننده ایرانی میتونه بچه ی 2 سالشو موقع رانندگی بگیره بغلش، دستشو بذاره رو فرمون و فکر کنه که عاشقه بچشه!

فقط و فقط

فقط و فقط یه ایرانی میتونه تو ماه رمضون به جای اینکه لاغر شه ... اضافه وزن پیدا کنه !!
 
 لب خوني


به داداشم ميگم صداي تلويزيون کم کن. ميگه اذيتت ميکنه؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخوام لب خونيم قوي بشه!
 

پــَـَـ نــه پــَـَـــ

دختره داره غرق ميشه ميگم دستتو بده به من  ميگه مي خواي نجاتم بدي؟
پــَـَـ نــه پــَـَـــ ميخوام واست لاک بزنم!
 

ایـــــن

مریدی نقل می کرد :

روزی من و تعداد دیگری از مریدان نزدِ شیخ رفته بودیم من سمتِ راست ایشان نشسته بودم،که ناگهان یکی از مریدانِ خودشیرین از شیخ پرسید:
"یاشیخ! کدامیک از ما نزدِ شما عزیزتر است؟"
و شیخ قاطعانه انگشتِ اشاره ی دستِ خود را با سرعت و قدرتِ زیادی به سوی صورتِ من آوردند و فرمودند: "ایـــــن!"
و از آن روز به بعد من فقط با یک چشم به زندگی خود ادامه دادم...!

 

دختر


قبلنا باباها ٧ تا دختر شوهر می دادن همشون هم خوشبخت می شدند، الان: یه دختر را ٧ بار شوهر میدن آخرش برمی گرده خونه باباش!
 

ضربه


لپ تاپم رو بردم نمایندگیش می گم ضربه خورده کار نمیکنه، یارو میگه ضربه فیزیکی؟!!
پـَـَـ نــه پـَـَـــ بی محلی کردم یکم، ضربه روحـــی خورده!
 

حساب جاری


متصدی بانک : خانم بریزم به حساب جاری تون ؟!!
زن : وا نه!! خدا مرگم بده!  الهی جاریم بمیره! بریز به حساب خودم...!

 

 

 

طبقه بندی: لطیفه،

برچسب ها: ashare asheghane، shere asheghane، asheghane ha، ey eshgh، way eshgh، eshghe bi payab، jodaiii az eshgh، darede eshgh، zire paye ashegha، harf ha ye ashegha، gole sorkhe asheghi، didare ashegha، mashoghe ha، ashaare asheghane، ashar، mashoor، marge eshgh، eshq، eshgh، ey eshq، fara tar az eshgh،سرگرمی و طنز،جوکستان،جک،لطیفه،کاریکاتور،بیا تو طنز،جک غضنفر،اس ام اس،خفن، معشوقه ها، اشعار عاشقانه، شعر عاشقانه، عاشقانه، درد عاشقانه، پایان عشق، درده عاشقان، مرگ عشق، حرف های عاشقان، شبهای که بی خوابی کشیدم، مرگ عش، درده عشق، پایان عاشق، معشوقه ها asheghi، آسمان، . باز، آنچه، آه، ادامه، از، اشکهایت، انگیر، ای، برای، به، بهترین ترانه های عاشقانه و غمگین، بهترین مطالب عاشقانه و احساسی، بی، بگو، ترانه زیبا، ترانه عاشقانه و غمگین و احساسی، تو، جدیدترین مطالب عاشقانه، جدیدترین مطالب عاشقانه و احساسی سال 89، جدیدترین و غمگین ترین دلنوشته ها و سخنان و متون عاشقانه و احساسی، جملات عاشقانه و احساسی و غمگین، حرف دل، حرفهای عاشقانه و غمگین و احساسی، دارد، در، دلتنگی، دلنوشته، دیوار، را، زمان، زمانه، زنی، زیباترین دلنوشته ها، زیباترین سخنان عاشقانه، زیباترین مطالب عاشقانه، ساز، ستاره، سخن عشقی، سکوت، شب، شب... بقیه، شعر زیبا، شعرهای عاشقانه و غمگین و احساسی، شنوم، شنوم و، شنوم... صدای، شور، شکسته، شکنم، شکوه، صدای، طنین، غمگین ترین شعرهای عاشقانه، غمگین ترین مطالب و متون عاشقانه، غمگین ترین و زیبا ترین مطالب عاشقانه، غمگین ترین و عاشقانه ترین ترانه های عاشقانه، قشنگترین ترانه های عاشقانه مطالب عاشقانه سوزناک، قشنگترین مطالب عاشقانه، متن عاشقانه، متن عاشقانه زیبا و غمگین، متن غمگین و عاشقانه و احساسی، متن و ترانه و مطالب عاشقانه سال 89، متون عاشقانه سوزناک، مطالب عاشقانه زیبا، مطالب عاشقانه و احساسی و غمگین، مطالب عشقی، مطالب علشقانه فوق العاده غمگین، مطلب.. من، معصومانه، من، من می شنوم...، می، نفس، نهفته، ها، هر، هیاهوی، و، پایان، پریدن، پرکشیدن، پشت، چه، چک، کلمات کلیدی : من می شنوم، کنج، که، ‌، حرف های عاشقانه، asheghane، asheghane-ha، mashogheye khodai، asheghanehaa، ashk eshk، غزل های عاشقانه، عشق pa، عشق، ey ashegha، gole sorkhe eshq، دل نوشته گریه اور، تاثیر گزار عاشقانه گریه اور، عاشقانه ترین، معوشقی من، درد دل، درد دل عاشقانه، درددل و دل نوشته، عشق گریه دار، شعر مریم حیدر زاده، درد دل عاشقا، دل نوشته های دل سوخته، دل سوخته، دل تنگیهام، دلم تنگه پ، دل تنگی، عاشقه دل سوخته، دلم تنگته، دلم سوخته از دوریت، عاشقه دردله گریه هام،

دنبالک ها: برترین مرجع لطیفه، دل تو دل

شمع و پروانه

 

http://www.dell2dell.blogfa.com/

شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟
گفت ای عاشق ديوانه فراموش شوی
سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد
گفت: طولی نکشد تو نيز خاموش شوی

******************************


جنگل جانم به آتش سوخت، جانانم کجاست

درد هجران شعله در من کاشت ، بارانم کجاست

گرگ شب در خلوت جانم ، مرا از من ربود

معنی فردایی خواب پریشانم کجاست

خانه ی همسایه ام جشن بهاران است و من

دشت دشت لاله ام ، ختم زمستانم کجاست

 

******************************

طبقه بندی: شعر عاشقانه،

برچسب ها: ashare asheghane، shere asheghane، asheghane ha، ey eshgh، way eshgh، eshghe bi payab، jodaiii az eshgh، darede eshgh، zire paye ashegha، harf ha ye ashegha، gole sorkhe asheghi، didare ashegha، mashoghe ha، ashaare asheghane، ashar، mashoor، marge eshgh، eshq، eshgh، ey eshq، fara tar az eshgh، معشوقه ها، اشعار عاشقانه، شعر عاشقانه، عاشقانه، درد عاشقانه، پایان عشق، درده عاشقان، مرگ عشق، حرف های عاشقان، شبهای که بی خوابی کشیدم، مرگ عش، درده عشق، پایان عاشق، معشوقه ها asheghi، آسمان، . باز، آنچه، آه، ادامه، از، اشکهایت، انگیر، ای، برای، به، بهترین ترانه های عاشقانه و غمگین، بهترین مطالب عاشقانه و احساسی، بی، بگو، ترانه زیبا، ترانه عاشقانه و غمگین و احساسی، تو، جدیدترین مطالب عاشقانه، جدیدترین مطالب عاشقانه و احساسی سال 89، جدیدترین و غمگین ترین دلنوشته ها و سخنان و متون عاشقانه و احساسی، جملات عاشقانه و احساسی و غمگین، حرف دل، حرفهای عاشقانه و غمگین و احساسی، دارد، در، دلتنگی، دلنوشته، دیوار، را، زمان، زمانه، زنی، زیباترین دلنوشته ها، زیباترین سخنان عاشقانه، زیباترین مطالب عاشقانه، ساز، ستاره، سخن عشقی، سکوت، شب، شب... بقیه، شعر زیبا، شعرهای عاشقانه و غمگین و احساسی، شنوم، شنوم و، شنوم... صدای، شور، شکسته، شکنم، شکوه، صدای، طنین، غمگین ترین شعرهای عاشقانه، غمگین ترین مطالب و متون عاشقانه، غمگین ترین و زیبا ترین مطالب عاشقانه، غمگین ترین و عاشقانه ترین ترانه های عاشقانه، قشنگترین ترانه های عاشقانه مطالب عاشقانه سوزناک، قشنگترین مطالب عاشقانه، متن عاشقانه، متن ٬ قلب ٬عاشقانه زیبا و غمگین، متن غمگین و عاشقانه و احساسی، متن و ترانه و مطالب عاشقانه سال 89، متون عاشقانه سوزناک، مطالب عاشقانه زیبا، مطالب عاشقانه و احساسی و غمگین، مطالب عشقی، مطالب علشقانه فوق العاده غمگین، مطلب.. من، معصومانه، من، من می شنوم...، می، نفس، نهفته، ها، هر، هیاهوی، و، پایان، پریدن، پرکشیدن، پشت، چه، چک، کلمات کلیدی : من می شنوم، کنج، که، ‌، حرف های عاشقانه، asheghane، asheghane-ha، mashogheye khodai، asheghanehaa، ashk eshk، غزل های عاشقانه، عشق pa، عشق، ey ashegha، gole sorkhe eshq، دل نوشته گریه اور، تاثیر گزار عاشقانه گریه اور، عاشقانه ترین، معوشقی من، درد دل، درد دل عاشقانه، درددل و دل نوشته، عشق گریه دار، شعر مریم حیدر زاده، درد دل عاشقا، دل نوشته های دل سوخته، دل سوخته، دل تنگیهام، دلم تنگه پ، دل تنگی، عاشقه دل سوخته، دلم تنگته، دلم سوخته از دوریت، عاشقه دردله گریه هام، برنارد شاو - تولوستوی - انیشتین - گوته - دوما و...

دنبالک ها: دل تو دل،

بزرگان جهان

                                        دل تو دل

                                        جملاتی از بزرگان جهان همچون:

                                        برنارد شاو - تولوستوی - انیشتین - گوته - دوما و...

*مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدست‌آورید وگرنه ناچارخواهید بود چیزهایی را که بدست آورده‌اید دوست داشته‌باشید............. (جرج برنارد شاو)

*فرق انسان و سگ در آنست که اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد گرفت..........(تولستوی)

*اگر می‌خواهید در زندگی دوستان وفادار و یاران غمخوار داشته‌باشید، کم و خیلی دیر با مردم دوست شوید .................(هرشل)

*دوست داشتن کسانی که دوستمان می‌دارند کار بزرگی نیست، مهم آن است آنهایی را که ما را دوست ندارند، دوست بداریم ............(حضرت عیسی مسیح)

*هیچ چیز در زندگی شیرین تر از این نیست که کسی انسان را دوست بدارد. من در زندگانی خود هر وقت فهمیده ام که مورد محبت کسی هستم, مثل این بوده است که دست خداوند اعلام را بر شانه خویش احساس کرده ام..............(چارلز مورگان)

*از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند تنها آنهایی که با خود چتر به همراه می برند به کار خود ایمان دارند ...............(آنتوان چخف)


*هیچ کس نمی تواند ما را بهتر از خودمان فریب دهد ............... (گوته)

*انسان ها شکست نمیخورند بلکه تنها تلاش کردن شان را متوقف می سازند...........(ارنست همینگوی)

*کسی که تا به حال عمل اشتباهی انجام نداده ، هیچ کار تازه ای انجام نداده است ... (آلبرت انیشتن)

*در کنجکاوی همانقدر لذت نهفته است که در تمام خواستن های شدید
لذت دانستن و کنجکاوی انقدر است که زندگی خیلی از کنجکاوان را به باد داده است......(الکساندر دوما)

*در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد. .................(آلبرت انیشتین)

*خود را بباز تا خود را بیابی ................... (فیلسوف معاصر هندی)

*در زندگی انسان چیزی به زیبایی دوست داشتن نمی رسد................. (ژرژساند)

 

طبقه بندی: جملات بزرگان،

برچسب ها: ashare asheghane، shere asheghane، asheghane ha، ey eshgh، way eshgh، eshghe bi payab، jodaiii az eshgh، darede eshgh، zire paye ashegha، harf ha ye ashegha، gole sorkhe asheghi، didare ashegha، mashoghe ha، ashaare asheghane، ashar، mashoor، marge eshgh، eshq، eshgh، ey eshq، fara tar az eshgh، معشوقه ها، اشعار عاشقانه، شعر عاشقانه، عاشقانه، درد عاشقانه، پایان عشق، درده عاشقان، مرگ عشق، حرف های عاشقان، شبهای که بی خوابی کشیدم، مرگ عش، درده عشق، پایان عاشق، معشوقه ها asheghi، آسمان، . باز، آنچه، آه، ادامه، از، اشکهایت، انگیر، ای، برای، به، بهترین ترانه های عاشقانه و غمگین، بهترین مطالب عاشقانه و احساسی، بی، بگو، ترانه زیبا، ترانه عاشقانه و غمگین و احساسی، تو، جدیدترین مطالب عاشقانه، جدیدترین مطالب عاشقانه و احساسی سال 89، جدیدترین و غمگین ترین دلنوشته ها و سخنان و متون عاشقانه و احساسی، جملات عاشقانه و احساسی و غمگین، حرف دل، حرفهای عاشقانه و غمگین و احساسی، دارد، در، دلتنگی، دلنوشته، دیوار، را، زمان، زمانه، زنی، زیباترین دلنوشته ها، زیباترین سخنان عاشقانه، زیباترین مطالب عاشقانه، ساز، ستاره، سخن عشقی، سکوت، شب، شب... بقیه، شعر زیبا، شعرهای عاشقانه و غمگین و احساسی، شنوم، شنوم و، شنوم... صدای، شور، شکسته، شکنم، شکوه، صدای، طنین، غمگین ترین شعرهای عاشقانه، غمگین ترین مطالب و متون عاشقانه، غمگین ترین و زیبا ترین مطالب عاشقانه، غمگین ترین و عاشقانه ترین ترانه های عاشقانه، قشنگترین ترانه های عاشقانه مطالب عاشقانه سوزناک، قشنگترین مطالب عاشقانه، متن عاشقانه، متن عاشقانه زیبا و غمگین، متن غمگین و عاشقانه و احساسی، متن و ترانه و مطالب عاشقانه سال 89، متون عاشقانه سوزناک، مطالب عاشقانه زیبا، مطالب عاشقانه و احساسی و غمگین، مطالب عشقی، مطالب علشقانه فوق العاده غمگین، مطلب.. من، معصومانه، من، من می شنوم...، می، نفس، نهفته، ها، هر، هیاهوی، و، پایان، پریدن، پرکشیدن، پشت، چه، چک، کلمات کلیدی : من می شنوم، کنج، که، ‌، حرف های عاشقانه، asheghane، asheghane-ha، mashogheye khodai، asheghanehaa، ashk eshk، غزل های عاشقانه، عشق pa، عشق، ey ashegha، gole sorkhe eshq، دل نوشته گریه اور، تاثیر گزار عاشقانه گریه اور، عاشقانه ترین، معوشقی من، درد دل، درد دل عاشقانه، درددل و دل نوشته، عشق گریه دار، شعر مریم حیدر زاده، درد دل عاشقا، دل نوشته های دل سوخته، دل سوخته، دل تنگیهام، دلم تنگه پ، دل تنگی، عاشقه دل سوخته، دلم تنگته، دلم سوخته از دوریت، عاشقه دردله گریه هام، برنارد شاو - تولوستوی - انیشتین - گوته - دوما و...

دنبالک ها: دل تو دل،

السلام علیک یا امام رضا

      www.dell2dell.blogfa.com

         امام رضا جان خودم یه تنه نوکرتم  

            ایام میلاد شمس الشموس ، امام رئوف ، ثامن الحجج

                                       « علی بن موسی الرضا علیه السلام» 

                                   بر دوستداران و شیعیان آن حضرت تهنیت باد


                           به مناسبت تولد امام رضا (ع)  پروفایلم  در  پست ثابت  فعال شد.


 

                  آمده ام، آمدم ای شاه پناهم بده

                                                   خط امانی ز گناهم بده

                                                 ای حرمت ملجأ درماندگان

                                                  دور مران از در و راهم بده

                                               لایق وصل تو که من نیستم

                                               اذن به یک لحظه نگاهم بده

                                            لشگر شیطان به کمین من است

                                              بی کسم ای شاه پناهم بده

مثه خوابی...مثه رویا

مثه خوابی...مثه رویا
مثه آرامش دریا
مثه آسمون آبی
آرومی وقتی که خوابی
مثه پروانه نجیبی
تو یه رویای عجیبی
مثه یاسای تو باغچه
مثه آینه روی طاقچه
مثه چشمه ی زلالی
انگاری خواب و خیالی.
.
.
.
 بي تو من موندم و رويا
خسته از تموم دنيا
يه دل تنگ شكسته
دو تا چشم خيس خسته
روزا تب دار شبا بيدار
يه تن خسته بيمار
مثه يه مرده سر دار
 از خودم از همه بيزار
له له لحظه ديدار
بينمون ديوارو ديوار

آیا میدانید که

                                      
اگر کلفتي تار عنکبوت به اندازه مغز يک مداد به هم تنيده ميشد مي توانست يک هواپيماي بويينگ سنگين وزن را تحمل کند.

دانشمندان ثابت کرده اندکه گل سرخ ترکيبي از بوي 40 نوع گل مختلف است.

اگر يک زنبور 20 بار پشت سر هم انساني را نيش بزند او خواهد مرد.

اياميدانستيد که اين حقيقت دارد که به راستي فيل از موش ميترسد.

شلوغ ترين مکان دنيا کندوي زنبور عسل است.

در حال حاضر 6 ميليون اختراع در جهان وجود دارد که اديسون با 1094 اختراع رکورد دار است.

اگر تمام کرات منظومه شمسي رابا هم جمع کنيم وسپس ان را دو برابر کنيم باز هم به اندازه کره مشتري نمي شود.

وسعت کره ماه به اندازه قاره استرالياست.

ملخ ها فراوان ترين موجودات بر روي زمين هستند .وموجوداتي هستند که در روز دو برابر وزن خود غذا مي خورند.

هر چشم مگس از10 هزار عدسي تشکيل شده.

طبيعت کره اورانوس برخلاف زمين است يعني دو قطبش گرم و قسمت هاي استوايي ان بسيار سرد است.

ايا مي دانستيد که اولين کساني که قطر کره زمين را اندازه گرفتند واولين کساني که براي کره زمين فصل انتخاب کردند ايرانيان بودند.

اگر گنجشکي چند ساعت متوالي وبدون استراحت پرواز کند خواهد مرد.

سوسک ها مقاوم ترين موجودات در برابر گرسنگي هستند .انها ميتوانند يک ماه بدون غذا ودو ماه بدون اب زنده بمانند.

اياميدانستيد که مغز تمساح به اندازه دو بند انگشت است.

نيروي جاذبه ماه ميتواند باعث زمين لرزه شود.

در ميان جانوران حرکت دم نرها نشان گر خشم انهاست.

دانشمندان ثابت کرده اند که کره زمين گرد نيست بلکه مانند کدويي است که قسمت هاي وسط ان برامده است.

يک پشه ماده با خوردن خون انساني ميتواند به جاي 6 بچه 200 بچه به دنيا اورد.

بيش از 80 نوع افتاب پرست وجود دارد که بيشتر ان ها در افريقا زندگي ميکنند . اين موجودات مي توانند هم زمان به دو طرف نگاه کنند.

ایا میدانستید که تئوری نسبیت اینیشتین را فقط 12 نفر در جهان توانسته اند درک کنند.

با هم بخندیم

                         

بیایید با اراده جمعی این عادت زشت (یعنی مسغره کردن قوم های مختلف)را به ضدارزش تبدیل کنیم.




یک روز یه ترکه


اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم



یه روز یه رشتیه..


اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد



یه روز یه لره...


اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛
ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد



یه روز یه قزوینی یه...


به نام علامه دهخدا ؛
از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد




یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر و اصفهانی

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛
حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم
این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند 


پس ای دوست با همدیگر بخندیم نه به همدیگر..!!

sms

                                          

دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم:دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توي سرت تا بفهمي که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکه

مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

سلام از معاملات عشقي مزاحمتون ميشم ببخشيد قلب شما مستاجر نمي خواد؟؟؟؟

عشق دروغی بود که در تمام این سال ها باورش داشتم و چه تاوان سنگینی داشت همین اشتباه کوچک

در اين دنيای نامردان که مردانش عصا از کور می دزدند منم خوش باور نادان محبت آرزو کردم

عشق از هر گل سرخي دلپذير تر است ، اما خارهاي آن قلب تو را عميق تر از هر خاري سوراخ مي كند

آرام باش ،توكل كن،تفكر كن،آستين ها را بالا بزن آنگاه دستان خداوند را ميبيني كه زودتر از تو دست به كار شده ان

 سنگ قبرم را نميسازد کسي .مانده ام در کوچه هاي بي کسي.بهترين دوستم مرا از ياد برد سوختم خاکسترم را باد برد

من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست كنج هر ديوارش دوستانم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو هر كسي ميخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد شرط وارد گشتن شستشوي دلهاست شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست بر درش برگ گلي ميكوبم و به يادش با قلم سبز بهار مينويسم اي دوست خانه دوستي ما اينجاست تا كه سهراب نپرسد ديگر خانه دوست كجاست!!

اينگونه باش:شاد اما دلسوز...ساده اما زيبا...مصمم اما بي خيال...متواضع اما سربلند...مهربان اما جدي...سبز اما بي ريا...عاشق اما عاقل...!!!!؟؟؟؟

 راز شادي در لذت پاک بردن از چيزهاي ساده است

نمي خوام بگم قدر 1 دنيا دوست دارم چون دنيا 1روز تموم مي شه نمي خوام بگم سياهي چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم بالاخره تموم مي شه نمي خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلكه عاشقتم

بر سنگ قبر من بنوسيد خسته بود . اهل زمين نبود. نمازش شکسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه دسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد کل عمر پشت دري که باز نمي شد  مانده بود

 با تو زندانم ! با تو آزادم ! با تو قفسم ! با تو انبوهي از تضادم ! سرخ و سبز ، صورتي و آبي ... زمزمه مي كنم هر لحظه هرز ، ترا ... بيهوده از بهشت سخن مي رانيم ... تنها يك روز پريدن به آنطرف ديوار بهشت موعود است ... پرواز كن قناري و نترس ... آسمان براي تو بي انتهاست

آرزويم اين است/نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد/نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز/و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي/ آنکه تو را مي خواهد و به لبخند تو از خويش رها مي گردد/ و تو را دوست بدارد هر آن اندازه که دلت مي خواهد

اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ. بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ.

اگه مغرورم اگه زخمی و خسته ام تو ببخش اگه دورم اگه زندونی و بسته ام تو ببخش

دیگه یار نمی خوام وقتیکه می بینی عشق دوروغه چراغش بی فروغه آخه وقتی که وفا نیست عشقو عاشقی چیست؟؟؟؟؟؟

ميدوني اين چيه؟!   (      )   (    )  (  )  ( )  ()

 اين دل منه که روز به روز برات تنگ تر ميشه......

هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه

شاید آن درگران در دستان من عطر تن تو باشد. با تو می گویم از عشق با تو می گویم از مهربانی صادقم با تو.آرزوی دیرین من با صدایی رسا فریاد می کشم: دوستت می دارم تا بی نهایت.

زندگي مرگ است و مرگ است زندگي ... پس درود بر مرگ و مرگ بر زندگي ... 

به توعادت کرده بودم /ای به من نزدیکترازمن

ای حضورم از تو تازه /ای نگاهم از تو روشن 

 هر چه نور بيشتر باشد سايه عميق تر است.

 لاستيک قلبم را با ميخ نگاهت پنچر نکن.

رازهای کوچک برای زندگی بزرگ

                      

تـداوم عشـق و دوستـی...

راز اول : يکديگر را مثل هم دوست نداشته باشيد .

راز دوم : حداقل روزي يکبار جمله معجزه آساي دوستت دارم را به او بگوييد .

راز سوم : با هم بودنتان را به خاطره تبديل کنيد .

راز چهارم : هرگز فراموش نکنيد که ساده ترين چيزها در زندگي ممکن است با ارزش ترين چيزها باشد .

راز پنجم : مي توانيد تنها با 1000 تومان شبي را در کنار هم بگذرانيد در حاليکه ارزش آن بيش از 100 هزار

تومان باشد .

راز ششم : هرگز درباره يکديگر قضاوت نکرده يا از هم انتقاد نکنيد .

راز هفتم : به يکديگر احترام گذاشته و مدافع و طرفدار هم باشيد .

راز هشتم : هنگام غم و شادي در کنار هم باشيد .

راز نهم : محل مناسبي را پيدا کنيد و ماهي يک بار باهم به آن محل برويد و با يکديگر خلوت کنيد .

راز دهم : هميشه از او بپرسيد که روزش را چگونه گذرانده و البته به حرفهايش هم گوش بدهيد !

راز دهم : حتما با يکديگر زير باران قدم بزنيد و صداي ترنم باران را با تمام وجود بشنويد .

راز يازدهم : در گوش يکديگر حرفهاي دلنشين زمزمه کنيد و با هم صادق باشيد .

راز دوازدهم : دروني ترين رازهايتان را براي يکديگر فاش کنيد. (البته نه همه آن ها را !)

راز سيزدهم : اجازه ندهيد که اشتباهات کوچک به اشتباهات بزرگ و جبران ناپذير تبديل شوند .

راز چهاردهم : زيباترين کلمات را براي صدا کردن يکديگر به کار ببريد .

و آخرين راز اينکه ؛ گاهي اوقات با يکديگر مثل دوران کودکي بازي کنيد و هرگز ، هرگز اجازه ندهيد

زندگي شما

هيجان خود را از دست بدهد .

قصه زندگی

قصه زندگی ن.ن که در وبلاگ خواهر خوبم نیلوفر خانوم گذاشته شده و خواسته تا انتشار داده بشه.


جمعه صبح ساعت ۶ و نیم ازخونه زده بودم بیرون.تا ساعت ۱۲ بیرون کار داشتم! رسیدم خونه دیدیم بابام از کوه تا رسیده و روی تخت دراز کشیده!اون روزم رو با خوشی آغاز کرده بودم غافل از آخرش...خیلی بد بود خیلی...وقتی رسیدم دیدم مامان داره نماز میخونه،رفتم پی نسترن خواهرم،دیدم داره تو اتق درساشو میخونه! خیلی خسته بودم،ناهار خوردیم رفتم یه چند ساعتی خوابیدم بعد بابا اومد بیدارم کرد که پاشو شام بریم بیرون،جاتون خالی رفتیم بیرون خیلی خوش گذشت غافل از آخر شب!!!رسیدم خونه به اصغر اس دادم،گفتم یه یادی ازش بکنم!!!

 

اصغر کسی بود که به گفته ی خودش سه سال پا سوز من شده بود اما من بهش توجه نکرده بودم!!!بعد سه سال به آقا جواب آره داده بودیم تا به حساب با ما دوستی بکنه وبعد چند ماه یا چند سال با هم عروسی کنیم!!!دروغ میگفت عین سگ ولی بعد ها فهمیدم که دروغ میگفت!خیلی بیشعور بود!!!قبل از اصغر با رضا که دوست اصغر بود عاشق هم بودیم بدجوری دوسش داشتم رضا رو ولی این اصغر به گفته ی خودش رفت رابطه یمن ورضا رو هم چینبه هم زد که خدا میدونه تا چند مدت من ورضا چه حالی داشتیم!خلاصه سرتون رو به درد نیارم!این اقا اصغر به گفته ی خودش غیرتش نمیذاشت من با رضا عروسی کنم!درست سر بزنگاه همه چی رو با رضا تموم کردیم!خیلی برام سخت بود شاید برا اونم خیلی سخت بود ولی بالاخره تموم کردیم!این اصغر اونقدر پشت سر من به رضا حرف زده بود که خدا میدونه این رضا چه حالی پیدا کرده بود کلا قید همه چی رو زد!این قضایا بر مگیرده به ماه خرداد ۱۵ خرداد!!!خیلی روزای بدی بدون!هم برا من هم برا رضا و هم به گفته ی اصغر،برای اونم روزای سختی بودن!به هر حال با هر بدبختی بود اینا رو گذرونیدیم!!!تا شد این ماه که بشه آبان!جمعه ۶ ابان!!!

 

 

 مهر بود که اصغر شماره منو که رضا بهش داده بود بهش زنگ زدم که ازش حلالیت بخوام ولی حلالیت ما عاشقانه شد و این حرفای دلش رو بهم گفت !گفت که تو این سه سال چی بهش گذشته!منم احمق زود باور کردم هیچ ،به حالش گریه کردم!!!بیچاره  اونایی رو که میگفت اگه راست بود واقعا دلم براش ریش ریش شد!!!دیگه از گفته های این فاکتور میگرم توی ادامه داستان براتون مینویسم!گفته های خیلی رمانتیکی بودن ولی چه فایده یه مشت دروغ!!!خلاصه منو به هر بدبختی بود راضیم که باهاش قول وقرار ازدواج بزارم!!!هیچی دیگه تا رسید به جمعه ۶ آبان تا اون روز همه چیز آروم بود شبش از من یه چیزی پرسید منم بهش راستشوگفتم سر این موضوع گفت برو!!!دقیق اس ام اس آخرش یادمه بعد همه ی گفت و گو ها نوشت شب بخیر!هر چی بهش زنگ زدم اصلا جواب نداد!داشتم به حال خودم گریه میکردم که چرا این احمق که رابطه ی من و رضا رو بهم زده بود حالا من اومدم کنارش و اونم با من اینطوری باهام بازی میکنه!

 


 

کلی گریه کردم که یه آن گوشی خونمون زنگ خورد!هم ترسیده بودم هم نگران چون ساعت ۲ ۳ شب کی میتونست به خونمون زنگ بزنه!با هزار ترس رفتم گوشی رو برداشتم دیدم دوستم سونا بود!پشت تلفن داش گریه میکرد!اون قدر با شدت گریه میکرد که هوری دلم ریخت!خودشم سونایی که سال به سال بهم زنگ نمیزد!!! بابا از صدای تلفن اومد پذیرایی که دید منم دارم گریه میکنم پشت سر اون مامان پشت سر اون نسترن!!!فقط سونا داشت میگفت:نیلوفر...زهرا!!!منم مونده بودم کدوم زهرا رو میگه!آخه من چند تا دوست زهرا داشتم که یه دلم رفت کدومش رو میگه!یه زهرا بود که دوره دوم سوم دبیرستان باهاش دوست بودم ولی چون اون موقع ازدواج کرده بود دیگه ازش یه چند سالی خبر نداشتم!ولی یه زهرا هم داشتم که خواهر دوستم ال نوش بود و یه دوست هم داشتم به زهرا خیلی باهاش صمیمی بودم!یه چند تا هم داشتم که اصلا اونقدر گیج شده بودم که نفهمیدم کی رو میگه ولی سونایی که من میشناختم اگه مادرش میمرد گریه نمیکرد!دیگه ببین چه اتفاقی افتاده بود که اونطوری داشت از پشت تلفن گریه میکرد!به هر حال با هر بدبختی بود فهمیدم همونی که ازش میترسیدم زهرا دوست صمیمیم که از آموزشگاه موسیقی.....

 

باهم دوست بودم!خیلی دختر خوبی بود!یه چند روزی رفته بودن سوریه با خونوادشون برگشتی فقط باهام تماس گرفته بود که نیلوفر میام میبینمت!وظیفه ی من بود برم ولی چه کنم که دختر خیلی مهربونی بود!همه سرمنو اون میدونست و منم سر اونو!پنج شنبه صبح به خوانوادش اصرار میکنه من میخوام با تور بسیج محله برم جمکران!به هر بدبختی بوده خونوادش رو راضی میکنه که بره!اونام تسلیم میشن!

 

به هر حال میره پنج شنبه میره جمکران!برگشتی میخورن به برف تو جاده وبه همراه بارون!خودشم بدجوری هوا اون روز سرد بوده!مجبورمیشن شب بمونن تو جاده!شب زهرا به من زنگ میزنه ولی من خواب بودم!بیچاره زیاد زنگ نمیزنه!میخواست بگه که فردا صبح نمیاد آزمون!اس میزنه ولی بهم نمیرسه!به هر حال به آیسان خبر میده که آیسان هم یادش میره بهم خبربده!صبح اینا وقتی که حرکت میکنن برگشتی توی بستان آباد نگه میدارن تا چایی بخورن که نزدیکای ظهر هم بوده!کنار شهرداری بستان اباد یه پارک هستش که نگه میدارن برن دست شویی و نماز و این جور چیزا!زهرا میره از اون ور خیابون از تو ماشین کیفش رو بیاره که یه ماشین که رانندش هم مست بوده!میزنه به زهرا با سرعت ۱۰۰ تا تو خیابون اصلی شهر!زهرا میپره بالا میاد پایین سرش میخوره به جدول بعدش مثل یه توپ پرت میشه روی یه سنگ که تیز بوده سرش رو میترکونه!!! چشتون روز بد نبینه جلوی چشم همه .....!

 

 

سونا هم تو اون کاروان بود اینا رو از سونا شنیدم و نوشتم!!!زود میبرنش بیمارستان!انگار اونجا دکتر نبوده پرستار ها یه آمپول اشتباهی بهش تزریق میکنن ایست قلبی میکنه!زودی انتقال میدن به تبریز که تا تبریز میارن!سرش رو عمل میکنن از خونریزی رو جلوگیری بکنن که نمیتونن!چون ایست قلبی داشته کاری از دستشون بر نمیومده!شب ساعت ۱ اعلام مرگ میکنن تو بیمارستان....

 

 

سونا به خونوادش خبر نمیده!اولین کسی که خبر میده به من خبر میده من بیچاره شب با بابا اینا رفتیم بیمارستان!!!بالاخره با هزار مکافات خوانوادشون آوردیم بیمارستان!بعدش به همه خبر دادم!سولماز اولین کسی بود بعد من وسونا تو بیمارستان بود!سولماز گفت به محمد هم خبر بدین!من جرات نکردم به محمد زنگ بزنم!۱۶ آبان عقدشون بود!عید قربان!!!با هم دوست بودن از آموزشگاه موسیقی باهم آشنا شده بودن این ماه ۱۶هم عقدشون بود که انگار ۲ شب پیش از اتفاق این قضیه محمد میگه من نمیخوام باهات ازدواج کنم!بیچاره زهرا به خونوادش خبر نمیده!میره جمکران تا از امام زمان کمک بخواد که آبروشون نره!آخه خوانوادش مهمون دعوت کرده بودن!این بیچاره به هیچ کس خبر نداده بود!وقتی به محمد زنگ زد بیچاره عین یخ وارفته آبش باز شد!هم چین خودشو رسوند بیمارستان که انگار دم در وایستاده بود! 

 

صبح ساعت ۵ و نیم وادی رحمت جلوی مرده شور خونه: 

همه اومده بودن!خیلی جمعیت زیادی بود نم نم بارون میومد!وایستاده بودیم دم در!!! محمد اومد همه چی رو که بین شون اتفاق افتاده بود بهمون گفت !تا همه مون فهمیدیم جیگرمون برا زهرا سوخت!میخواستم گیرم خفش کنم!ولی حیف...رفتیم نماز مییت رو خوندیم !همه ی دوستاش که دوستای من باشن داشتن خون گریه میکردن!!واقعا آسمونم به حال زهرا گریه میکرد!اونقدر سرش داغون شده بود غسلش نداده بودن!چون خون ریزی سرش زیاد بود!میخواستن زود زیر خاک بذارن!بدنش اونقدر کوچیک شده بود که اصلا نمیتونستم باور کنم زهراست!!!همون زهرایی که با گریه من گریه کرد با خنده ی من خندید!!!دلم براش تنگ شده!!!همه گفتن تو برو صورتش رو باز کن بذار صورتش به خاک بخوره!هیچ کس جرات این رو نداشت که این کارو بکنه!با هر بدبختی بود !رفتم بارون بدجوری داشت شدت میگرفت!وقتی صورتش رو باز کردم انگار مثل ماه میدرخشید!خونش به رنگ قرمز قرمز بود!به قول سونا خون عشق بود که ریخته شده!به قول دکتر علی شریعتی:"عشق خون میخواهد باید یک قربانی بدهد"زهرا قربانی عشق بی بند و بار محمد شد!ولی محمد یه عمر عذاب وجدان خواهد داشت!!!

به هر حال با هر بدبختی بود خاک کردیم!وقتی داشتن خاک میریختن بارون زود زود میبارد!انگار نمیذاشت خاکا به جون زهرا بشینه!!!وقتی خاک کردیم!برگشتیم!تو راه خیلی گریه کردم خیلی...انگار دلم رو تو خاک جا گذاشتم!میخواستم همه ی دنیام رو بدم یه بار زهرا رو ببینم بیچاره چه حالی داشته از دست این محمد که سر به بیابون زده!محمدم هم  پای ما گریه میکرد!!!ولی دلم برای اونم میسوخت سر یه حرف به زهرا این طوری گفته بود و همه ی قول و قرارشون رو بهم زده بود!!! به بالاخره بعد از اونجا برگشتم مدرسه!اون قدر داغون بودم که همه به حال من گریه میکردن!حوصله کلاس رو نداشتم!همه ی کارکنان مدرسه و دانش آموزان به حال من گریه میکردن!با هر بدختی بود برگشتم خونه!برگشتی یه آن به یاد اصغر افتادم!نامرد اصلا بهم زنگ نزده بود!بهش زنگ زدم گفتم چه طوری؟گفت سرم شلوغه خدا حافظ!!! در رو زدم رفتم خونه!حالم بد بود!مست بودم!قرار گذاشتیم با بچه ها شب بریم مجلس شام غزیبانش!به نسیم اس زده بودم که حلوای مجلس شام غریبان زهرا با منه!!!هر کدوممون یه چیزی رو قبول کرده بودیم که اماده کنیم!!!من داشتم به نسیم اس میزدم که اشتباهی به اصغر اس زدم!اونم جواب چرت و پرت داد!دقیق نمیدونم اون روزا بهم چی مینوشت!!!من چی بهش میگفتم!!!فقط هرچی بچه ها میگفتن جواب میدادم!!!و به اصغر میگفتم!واقعا یادم نمیاد چی شد چی گفت چی شنیدم!!!

 

 

الان که دارم اینو مینویسم ازش خبری ندارم اونقدر به عشقش پای بندبود  که اصلا یادی ازم نمیکنه!یا اگرم یادی کنه میگه دستم خورد بهت زنگ زدم!ببخشید!!!تو این شرایط یکی رو میخواستم که کنارم باشه!دلداریم بده!!!من الان حال زهرا رو خوب درک میکنم!!!برای شادی روح زهرا یک صلوات و فاتحه ای نثار کنی خدا هم از یادت نمیبره!!!

 

 

نویسنده:ن.ن

منبع:http://www.nilofar1388.blogfa.com

 

زلزله در ترکیه و غرب ایران

زلزله ای که با قدرت هفت و سه دهم ریشتر ترکیه و غرب ایران رو لرزاند تا کنون هزار کشته بر جا گذاشته که خوشبختانه در ایران تلفات جانی نداشته. اما تصاویر تلویزیونی که  وحشت . پریشانی و ناراحتی مردم ترکیه رو نشون میداد واقعا" برای هر بیننده ای دلخراش بود. من هم واقعا" تحت تاثیر قرار گرفتم.

                     به امید اینکه تعداد تلفات مردم مسلمان ترکیه بیش از این اعلام نشود.